برای ساره ی گلم

خاطرات کودکم

دخترکم روزت مبارک

دخترکم سلام این پست رو باید روز سه شنبه برات میگذاشتم اما فرصت نکردم ببخشید روزت مبارک گلم روز سه شنبه با بچه ها و خانمهای مسجد که کلاس میومدند، رفتیم باغ فدک خیلی خوش گذشت شما هم خیلی دوست داشتی و حسابی با امیرمهدی و محمدرسول بازی کردی قایق سواری کردیم، ترامبولینگ رفتی، با امیرمهدی توی چرخ و فلکش رفتی که البته چون ایمنی نداشت ما نگذاشتیم روشنش کنه و فقط به صورت تاب ازش استفاده کردید و ... خلاصه که خیلی خوب بود: این یکی از کادوهای روز دخترت روز چهارشنبه با بابایی رفتیم بیرون و بابا برات یه استخر بادی کادو داد دستش درد نکنه البته هنوز بادش نکردیم بعد از اینکه آماده شد عکست رو میگذارم. کادوی من هم به شما ...
7 مرداد 1396

مسابقه نقاشی

عزیز دلم سلام دیروز بعدازظهر با هم رفتیم امامزاده و پارک امامزاده (به قول خودت ) خیلی بهت خوش گذشت و دوست داشتی توی پارک زینب رو دیدی و کلی با هم بازی کردین   بعد از بازی با تاب و سرسره، رفتیم امامزاده یه سر زدیم و دوباره برگشتیم توی پارک کنار اسباب بازی توی چمنها یه مسابقه نقاشی برای بچه ها گذاشته بودند که شما و زینب هم شرکت کردین و نقاشی کشیدین دیگه داشت اذان مغرب رو میگفت که گفتی مامان با هم بریم مسجد؟ پیشنهادت رو قبول کردم و به اتفاق هم (من و شما و زینب، و عمو و زنعمو که عقب تر از ما بودند) از توی پارک دویدیم و رفتیم مسجد اونجا هم کلی بازی کردی و آخر سر هم به زور آوردمت خونه   شب...
16 تير 1396

عید سعید فطر مبارک

سلام عزیزم عیدت مبارک ماه رمضان امسال هم گذشت امسال شما با مفهوم روزه کمی آشنا شدی و وقتی میخواستی غذا بخوری و من نمی خوردم می گفتی مامان دیگه روزه نگیر (اخه شما هيچوقت نمیتونی تنهایی چیزی رو بخوری و حتما باید با بقیه بخوری!) مثل سالهای قبل، ظهر و شب برای نماز به مسجد می رفتیم همراه با کلاسهای قرآن که قبل از نماز داشتیم و به قول شما خانوم کلاس بودم! به لطف خدا تونستی 10 آیه از سوره ملک رو حفظ کنی و تا بیکار میشی همش سوره ات رو میخونی در طی این دوره چند تا جایزه هم گرفتی:کتاب، خط کش، مقواهای رنگی، شابلون حیوانات دیروز هم یه ظرف غذا عیدی گرفتی مثل بقیه بچه های کلاس خداروشکر خیلی به مسجد و قرآن علاقه داری (امیدو...
5 تير 1396

سه سال و نه ماهگیت مبارک گلم

دخترکم سلام 3سال و 9 ماهگیت مبارک یه ماه دیگه هم گذشت و شما همچنان انتظار روز تولدت رو می کشی بذار از این روزهات برات بگم:   عزیزکم خیلی احساس بزرگی میکنی مثلا دیگه لباسهایت رو خودت عوض میکنی حتی میری توی اتاق و در رو می بندی تا من نبینمت و میگی وقتی لباسهام رو عوض کردم میام بیرون   با دوچرخه ات دیگه کامل یاد گرفتی بازی کنی و تا حوصله ات سر میره سوار دوچرخه ات میشی و بازی میکنی نقاشی کشیدنت هم خیلی بهتر شده آدم میکشی (البته بدن براش نمی کشی تا گردی صورت رو می کشی دو تا پا و دو تا دست به اون وصل میکنی) کوه و خورشید و ماه رو هم کامل میکشی ️   علاقه زیادی ب...
26 خرداد 1396

دخترک باهوش من

دخترکم سلام امشب اینقدر ذوق زده ام کردی که دلم نیومد این پست رو بذارم برای وقت دیگه ای   دو سه روزه که قبل از نماز ظهر میریم مسجد و به بچه ها روخوانی و حفظ سوره ملک رو اموزش میدم واسه طرح 1451 شما هم با من میای حتی اگه خسته باشی اینقدر عاشق مسجدی که تا میگم میخوایم بریم مسجد زودتر از من آماده ی رفتن میشی ️   حدود یه ساعت پیش بود که دیدم داری برای خودت میخونی موت والحیاه، وقتی شنیدم اینقدر تعجب کردم که نگو اخه من اصلا با تو کار نکرده بودم این سوره رو بعد ازت که پرسیدم دیدم 2تا ایه ی اول سوره ی ملک رو حفظی با تکرارهایی که توی کلاس با بچه ها کردیم   الهی فدای تو بشم که اینقدر باهوشی عزیزم ...
19 خرداد 1396

کوتاهی موهای ساره جون

دخترکم سلام امروز صبح بلاخره رفتیم آرایشگاه کودکان و موهات رو کوتاه کردیم   روی صندلی آرایشگاه تا اخر خیلی ساکت و مودب نشستی تا کارت تموم شد. ️ آخر کار هم یه جایزه میتونستی برای خودت انتخاب کنی که شما بازی منج رو انتخاب کردی. (بعدشم توی خونه تا کلی وقت منو مجبور کردی تا باهات بازی کنم )   خودت انگار خیلی دوست داشتی کوتاه شدن موهات رو چون بعدش خیلی خوشحال شدی و وقتی رسیدیم خونه رفتی حمام و برخلاف همیشه که موقع شستن موهات کلی گریه و زاری می کردی آروم نشستی تا سرت رو بشورم. ظهر هم نشستی و موهات رو بدون دردسر شونه کردم و گیر بهش زدم و رفتیم مسجد. امروز بعد از نماز ظهر توی مسجد، رفتی کارت نماز گرفتی و اینقد...
9 خرداد 1396

دخترکم در این روزها

عزیز دلم سلام هر روز که میگذرد احساس میکنم قلبم برایت فشرده تر می شود و بیشتر از قبل دوستت دارم و وابسته ات می شوم گاهی اوقات فکر میکنم قبل از آمدن تو اصلا چگونه زندگی می کرده ام!!!   دخترکم اردیبهشت ماه هم گذشت با تمام خاطراتش هفته اول اردیبهشت مجبور شدم یک هفته به تنهایی به قم بروم برای گذراندن دوره تربیت مربی شما پیش بابا بودی و کلی به من سخت گذشت بدون شما و بابایی گذراندن روزها خیلی سخت بود هرچند که از صبح زود تا شب کلاس داشتیم اما خوب یاد شما فراموش نمی شد به هرحال مجبور بودم که بروم وقتی که برگشتم تا کلی وقت فقط نگاهم می کردی و بعد خندیدی و تا ساعتی از بغلم بیرون نمی رفتی اردیبهشت، ماه تولد من هم بود ...
8 خرداد 1396

ماه رمضان امسال هم رسید

حلول ماه رمضان مبارک عزیز دلم امیدوارم امسال بتونم از این ماه خدا نهایت استفاده رو ببرم خدایا فرج آقا امام زمانمان را امسال برایمان مقدر فرما الهی آمین ...
7 خرداد 1396

پدرم، همسرم روزتان مبارک

سرچشمه ی عشق با علی آمده است گل کرده بهشت تا علی آمده است شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع) کز کعبه صدای یا علی آمده است پدرم شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را. دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود. در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی. لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند. تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه...
22 فروردين 1396