برای ساره ی گلم

خاطرات کودکم

نوروز 1396

عزیز دلم سلام نوروز امسال هم گذشت و باز هم روند قبلی روزها از سر گرفته شد و سالی نو جریان گرفت.   سال 95 روی هم رفته بد نبود سفر مشهد رفتیم کربلا رفتیم عروسی مهدی پسر خاله زهرا بود و ... هر چند فرصت نکردم برایت بنویسم اما در کنار هم خوش بودیم. 10 روز قبل از عید روضه های آقاجونینا بود و ما مجبور بودیم شما و امیرمهدی و محمدجواد رو خونه ی دایی سیدعلی اینا نگه داریم که هم خودتون راحت تر باشین و هم شیطنت نکنید آخه وقتی به هم می رسید چه کارایی که نمی کنید و ...   دیگر تو به قول خودت خانوم شده ای و بزرگ شده ای امسال در خانه تکانی ها هم کمکم می کردی و همراه من دستمال به دست می گرفتی و ای...
22 فروردين 1396

سال نو مبارک عزیزم

سلام عزیزم بعد از مدتها اومدم سراغ وبلاگت تا برات بنویسم منو ببخش که اینقدر دیر اومدم آخه سرم خیلی شلوغ بوده از یه طرف مدرسه از طرف دیگه کارهای زیورآلات، کارهای خونه و ... همه ی وقتمو پر کرده بود.   اما امروز اومدم برات بنویسم اومدم تا دوباره مثل قبل هر چند وقت نداشته باشم برات بنویسم.   سال نوت مبارک گلم سال نوی همه ی دوستای نی نی وبلاگیمون هم مبارک باشه و فرخنده   امروز ساعت 13 و 58 دقیقه و 40 ثانیه لحظه ی تحویل سال بود و ما رفتیم خونه ی آقاجونینا و لحظه ی تحویل سال رو با هم گذروندیم به اتفاق دایی سیدعلی و حسین آقااینا.   امیدوارم امسال ...
30 اسفند 1395

عکسهای سفر کربلا - مهرماه 95

ساره جون در هتل نجف: ساره و بابایی روبروی درب حرم امام علی(ع) ساره جون کنار نهر علقمه: ساره خانوم توی هواپیما: ساره خانوم و دوستش فاطمه در فرودگاه: ساره و بابایی کنار در هتلمون توی نجف اشرف: ساره و بابایی کنار هواپیما ساره جونی در بین الحرمین ساره و بابایی در کاظمین اینم خواب ناز ساره جون ...
10 دی 1395

عکسهای تولد گل و پروانه ای 3سالگی ساره جون

کارت دعوت های تولد: ژله تصویری که فاطمه ی عمو زحمت درست کردنش رو کشیدند: شکلات با تزیین پروانه ای: کوکو سبزی با تزیین گل و پروانه: اینم کیک تولد که البته بابایی ساره رفت دنبال سفارشش که پروانه نتونسته پیدا کنه خودش یه نوع دیگه سفارش داده: اینم ساره خانوم خوشگل من که لباس عروسش رو پوشیده بود: ساره و بچه ها: اینم ساره آخر کار که لباسش رو عوض کرده بود: البته بماند که تزیینات اونی نشد که میخواستم. اما خوب تولد خوبی بود و خیلی خوش گذشت. ببخش عزیزم که اینقدر دیر برات ...
13 آذر 1395

سفر کربلا

سلام عزیز دلم تا دقایقی دیگه باید آماده بشیم و بریم فرودگاه برای پرواز به سمت کربلا امسال اولین همراهی تو در این سفر زیارتی با ماست و دومین سفر کربلای من و بابایی با هم انشاءالله بعد از برگشتمون برات مفصل مینویسم دوستت دارم ساعت 3 و 39 دقیقه شب 1 مهر که ساعت 6 صبح ساعت پروازمون هست ...
1 مهر 1395

تولدت مبارک عزیزم

سلام عزیزم این پست رو دارم ساعت 3 و 30 دقیقه ی نیمه شب اونم عجله ای برات میگذارم عزیز دلم تولدت مبارک 3 ساله شدی   و امسال دوباره متولد می شوی و شمع ها ، که سهم توست از زندگی و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت و عطری که نصیب پروانه هاست و تو سهم من از تمام زندگی تولدت مبارک   انشاءالله که هر سالی که میگذره برات بهترین سال باشه و غم نبینی امسال هم با حضور بچه های فامیل برات یه جشن تولد گرفتیم. خیلی خوش گذشت   انشاءالله در پست های بعدی برات عکسهای جشن تولدت رو میگذارم ...
31 شهريور 1395

روز دختر و دهه ی کرامت مبارک عزیزم

سلام عزیزمممممممممممممممممممممممممممممم روزت مبارک پنجشنبه ی گذشته تولد حضرت معصومه(ع) و روز دختر بود و ما همچنان در دهه ی کرامت هستیم. یکشنبه ی آینده هم روز تولد امام رضا(ع) هست و به قمری سالگرد تولد شما خیلی دوستت دارم عزیز دلمممممممممممممممممممممممممممممممممم   اینم عکسای شما در روز دختر لباسی که پوشیدی هدیه ی مامانی هست به شما (کادوی روز دخترت) اینم عکس شما در حال بازی با بازی ماهیگیری که بابا برات خریده برای روز دختر   ...
19 مرداد 1395

تقدیم به همه ی دختران

فلانی پسر زاست..... اولین فرزندش پسر است پسر پسرقند عسل فلانی زایمان کرد....شکم اولش است؟....دختر؟....وای دختر؟‌ وهیچ کس ندانست دختری که دیگران برای ورودش به این دنیا از واژه ی(وای)استفاده کردند یار و یاور مادر است,اولین خمیدگی کمر پدر به چشم دختر می آید,دختر غم خوار برادر است,دختر چین و چروک های اطراف چشم مادر را از بر کرده مادر امروز یک چین,بر گوشه ی چشمان معصومت اضافه شده است ترس از جدایی از پدر,دوری از مادر,غم برادر وجود یک دختر را هزاران بار میلرزاند دختر بودن کار دشواریست ,اینک درک میکنی چرا برای اولین بار برای وجود پر مهرت(وای)گفتند چون همه می دانند که ای(وای)تحمل این همه غصه برای تو کمی بزر...
19 مرداد 1395

34 ماه و نه روزگیت مبارک

سلام عزیز دلم چند روزی هست که میخواستم بیام و سی و چهار ماهگیت رو تبریک بگم اما دکمه ی پاور مانیتورم خراب شده و همینطور روشن و خاموش میشه و نتونستم بیام و برات بنویسم.   عزیزکم: روزها از پی هم میگذرند و تو روز بهروز بزرگتر و شیرین تر از قبل میشوی و البته باهوشتر و پرتحرک تر. این دو سال و 10 ماه چقدر زود گذشت با همه ی خوشی ها و ناخوشی هایش با لبخندها و اشک هایی که پابه پای تو و در کنار تو و برای تو گذشت و خداراشکر که به خوبی گذشت. از خدا می خواهم نعمت سلامتی را هیچوقت از تو نگیرد و همیشه و در همه ی لحظات زندگیت در کنارت و پشتیبانت باشد.   خوب حالا بریم سراغ این یک ماهی که گذ...
3 مرداد 1395

33 ماهگیت مبارک عزیزم

سلام عزیز دلم 33 ماهگیت با 4 روز تأخیر مبارک باشه انشاءالله 3 ماه دیگه مونده تا به 3 سالگیت برسی و من امسال برنامه ی ویژه ای برای تولدت دارم البته انشاءالله که مشکلی پیش نیاد و همه چیز به خوبی و خوشی بگذره.   عزیزم: این روزها هر روز بیشتر از قبل به شیرین زبونیهات اضافه میشه اگه میبینی خیلی برات نمی نویسم به خاطر اینه که از بس شیرین زبونیها و کارات زیاده خیلی هاش رو وقتی میخوام ثبت کنم یادم نیست.   اینا نمونه ای از اونهاست: یه روز با بابا نشسته بودی تلویزیون می دیدی بابا گفت ساره امام رضا رو، تو هم گفتی ما هم انشاءالله دوباره میریم امام رضا اینقدر ...
29 خرداد 1395