سارهساره، تا این لحظه: 6 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره
زندگی عاشقانه ی مازندگی عاشقانه ی ما، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

برای ساره ی گلم

استقلال!!!

عزیزکم سلام امروز روز سومی بود که خودت به تنهایی از مدرسه به خونه اومدی.👏👏👏 آفرین به دخترک من که روز به روز داره بزرگتر و خانوم تر میشه.😍 از دوشنبه ی هفته ی پیش شروع شد.😊 بهت گفتم مامانی امروز یه کم عقب تر از مدرسه منتظرت می ایستم تا بیای. با ذوق و شوق قبول کردی.😄 وقتی منو دیدی گفتی مامانی اگه عقب تر هم ایستاده بودی من خودم میومدم.🤔 گفتم میخوای فردا توی کوچه بایستم منتظرت؟ خوشحال شدی و گفتی بله. سه شنبه که دنبالت اومدم کیفت رو توی ماشین گذاشتی و گفتی من خودم میام و تندتند رفتی.😁 تا رفت من بهت برسم رسیده بودی خونه😊 می دیدمت که از کنار دیوار می رفتی و سرت پایین بود و به چیزی کاری نداشتی. انگار خیالم یه کم را...
23 دی 1398

یادگیری اسم قشنگت مبارک گلم😙

عزیزم سلام یادگیری نوشتن اسم قشنگت رو تبریک می گم.😊 سه شنبه ی دو هفته پیش بود روز ۹ دی ماه با یادگیری نشانه ی ه تونستی نام زیبات رو به طور کامل بنویسی (البته قبلش هم می تونستی بنویسی😁) و سفارشات شما هم آغاز شد.😉 مامانی برام کیک بپز ببرم. روش شمع هم بگذار.🙄 گفتم میخوام کاپ کیک درست کنم به اندازه ی تمام بچه های کلاستون گفتی خوب مامانی روی همش شمع کوچولو بگذار. گفتم آخه تولدت نیست که گفتی تولد من که توی تابستونه نمیتونم توی مدرسه تولد بگیرم!🤔 گفتم شمع رو نمیتونم قول بدم. کاپ کیک برات میارم. سه شنبه نزدیکای ظهر طبق قرار قبلی که با خاله راضی گذاشته بودم رفتم خونه شون تا با هم کیک درست کنیم (آخه فر خودمون خراب شده و هنوز نگ...
21 دی 1398

شهادتت مبارک سردار دل ها

چقدر ناگهانی بود. هنوز هم در بهت و حیرتیم. مگر می شود؟! باور کردنش واقعا سخت است!! سردار دلها به آسمانها پر کشید. جمعه صبح زود وقتی رفته بودم مسجد، خانوم عابدینی بهم گفت و عکس رو نوشتم داد. گفتم اشتباه میکنی، خبر الکیه!! و باور نکردم. اما وقتی اومدم خونه و تلویزیون رو دیدم متوجه شدم که بله خبر واقعا حقیقت داره. به گزارش ایسنا، ایرج مسجدی سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق با تبریک و تسلیت به مناسبت به شهادت رسیدن سردار سپهبد قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بیان جزییاتی از به شهادت رسیدن این فرمانده سپاه پرداخت و گفت: حدودا ساعت یک بامداد (جمعه ۱۳ دی ماه) دو خودرو که حامل سرلشگر سلیم...
15 دی 1398

آبرنگ گیاهی!!!

سلام گلم امروز باید توی یه برگه ی A4 یه نقاشی از اجزای مختلف گیاه می کشیدیم و با رنگ های گیاهی رنگ میکردی و برای درس علومت به مدرسه می بردی. تجربه ی جالبی بود. اولین بار بود که از رنگ های گیاهی استفاده میکردیم. شما هم که عاشق نقاشی و رنگ آمیزی😘 نقاشی رو کشیدم و رنگهای زرد (زعفران)، بنفش (کلم)، قرمز (لبو)، سبز (تره و اسفناج و جعفری) و قهوه ای روشن (دارچین) رو که درست کردم بهت دادم و شما با دقت تمام همه ی نقاشی ت رو رنگ کردی. آفرین به دختر گل خودم👏👏👏   ...
14 دی 1398

نی نی وبلاگ عزیز تولد ۹ سالگیت مبارک😊

نی نی وبلاگ دفترِ خاطرات تصویری و زیبا تولد ۹ سالگی مبارک.😍😍😍 ۶ ساله که با نی نی وبلاگ همراهم. چقدر زود گذشت.🤔 انگار همین دیروز بود. توی گوگل در حال سرچ کردن مطلبی برای دخترک ۵ ماهه ام بودم که با نی نی وبلاگی ها آشنا شدم. و چقدر خوشحال شدم. کلی خاطرات نی نی وبلاگی ها رو خوندم و از نی نی وبلاگ خوشم اومد و یه وبلاگ برای دخترم درست کردم.😀 اوایل فکر میکردم نوشتن و عکس گذاشتن توی نی نی وبلاگ سخت و وقت گیره اما کم کم عادت کردم و بهش خیلی وابسته شدم. خداروشکر هر روز هم شاهد پیشرفت و تعالی نی نی وبلاگ هستیم. و بهترینش به نظرم اپلیکیشنی هست که داره و راحت میشه باهاش متن و عکس رو ارسال کرد و اصلا هم وقت گیر نیست.😁 ا...
10 دی 1398

کاشت لوبیا!!!

دخترکم سلام این پست مال دو هفته میشه اما یادم رفته برات بگذارم. دو هفته ی پیش برای درس دومتون قرار شد لوبیا بکارید و به مدرسه ببرید و با مراحل رشد لوبیا آشنا بشید.😊 ما لوبیا گذاشتیم اما روند رشدش خیلی کند بود و خیلی دیر جوانه زد.🤔 به پیشنهاد معلمتون عید و ماش گذاشتیم و بعد از جوانه زدن توی گلدون کاشتی و به مدرسه بردی.😁 چهارشنبه ی دو هفته پیش بردی و یه بطری آب هم بردی تا وقتی گیاهت تشنه میشه آبش بدی.😉 از چهارشنبه تا جمعه ی هفته ی پیش هم که به علت آلودگی هوا تعطیل بودید و مدرسه نرفتید (یه تعطیلات نوروزی شد واسه خودش ۱۰ روز!!!)😄 و شما همش غصه ی گیاهت رو می خوردی و می گفتی گیاهم مُرد!!!😣 روز شنبه که به مدرسه رفتی موقع برگ...
9 دی 1398

دفتر مشق ساره جون در پایان آذرماه

عزیز دلم اینم برگه های دفتر مشقت تا پایان آذرماه👇👇👇 البته بماند که از اینجا خانومتون دفترت رو ندیده تا درس ن🤔 پایان دومین دفتر مشقت و شروع سومین دفترت که به انتخاب خودت فنردار واست خریدیم😊 این صفحه رو خودت با چسب تزیینی هایی که برات خریدم توی مدرسه تزیین کردی😊 ...
4 دی 1398

پاییز هم گذشت...

سه ماه گذشت. پاییز هم به پایان رسید. و چه پایان غم انگیزی برای ما داشت. یلدایی که نداشتیم. فقط در حال گریه و دعاییم. دعا برای شفای زندایی که یک هفته ایست در کماست. نمیدانم صلاح خدا را. فقط از خودش میخواهم که راضیمان کند به رضایش. در هر حال ما که مهربانتر از خدا نیستیم و نمی دانیم چه برایمان بهتر است... سه ماه از دوران تحصیلی شما گذشت. در این سه ماه تعطیلی های پی در پی داشتید به خاطر آلودگی هوا. هوای اصفهان فوق العاده آلوده شده و آنفولانزا هم که به آن دامن زده. درستون کلی عقب افتاده و این تعطیلی ها هرچند شما رو خوشحال میکنه اما مخصوصا به ضرر شما کلاس اولی هاست. دیروز قرار بود براتون توی مدرسه جشن یلدا ...
1 دی 1398

خواهش میکنم دعا کنید😣

چقدر لحظات به کندی می گذره. نای ایستادن ندارم. دست و دلم به هیچ کاری نمیره. اشکهایم بی اختیار سرازیر می شه. ۳۰ سال بیشتر نداره و یک دختر ۵ و نیم ساله. زندایی را می گم. ۳ ماه و اندیه که بیماری توی وجودش رخنه کرده. دکترها متوجه ی علت بیماریش نشدند. حدود یک ماهه که فهمیدن غده ای توی رحمشه. مدام توی بدنش لخته ایجاد میشه. اول پاهاش بود و دستش که لخته رو درآوردن. توی بیمارستان صدوقی امروز میخواستند عملش کنند که گفتند لخته توی مغزش رفته. میخوان ببرنش بیمارستان الزهرا تا عملش کنند. دوستات نی نی وبلاگی عزیز تو رو خدا دعا کنید. دعا کنید خوب بشه. دعا کنید.... ...
19 آذر 1398

دفتر مشق ساره جون در پایان آبان ماه😊

آبان ماه هم به پایان رسید. و این صفحات دفتر مشق شما در پایان این ماه😊 نشانه ی آ👇 نشانه ی ب👇 یاد گرفتنِ نوشتنِ اولین کلمه ی زندگیت مبارک گلم😍😍 یاد گرفتی بنویسی بابا😙 نشانه ی اَ👇 نشانه ی د👇 نشانه ی م👇 برگه های دفتر مشقت تمام شد و یه دفتر جدید شروع کردی😊 نشانه ی س👇 موفق باشی گلم😍😍😍 نمیدونم توی آذرماه چقدر پیشرفت خواهی داشت و نگرانم با خاطر تعطیلی های پی در پی و عقب افتادن درس شما🤔 ...
9 آذر 1398