برای ساره ی گلم

خاطرات کودکم

پدرم، همسرم روزتان مبارک

سرچشمه ی عشق با علی آمده است گل کرده بهشت تا علی آمده است شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع) کز کعبه صدای یا علی آمده است پدرم شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را. دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود. در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی. لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند. تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه...
22 فروردين 1396

نوروز 1396

عزیز دلم سلام نوروز امسال هم گذشت و باز هم روند قبلی روزها از سر گرفته شد و سالی نو جریان گرفت.   سال 95 روی هم رفته بد نبود سفر مشهد رفتیم کربلا رفتیم عروسی مهدی پسر خاله زهرا بود و ... هر چند فرصت نکردم برایت بنویسم اما در کنار هم خوش بودیم. 10 روز قبل از عید روضه های آقاجونینا بود و ما مجبور بودیم شما و امیرمهدی و محمدجواد رو خونه ی دایی سیدعلی اینا نگه داریم که هم خودتون راحت تر باشین و هم شیطنت نکنید آخه وقتی به هم می رسید چه کارایی که نمی کنید و ...   دیگر تو به قول خودت خانوم شده ای و بزرگ شده ای امسال در خانه تکانی ها هم کمکم می کردی و همراه من دستمال به دست می گرفتی و ای...
22 فروردين 1396
1