سارهساره، تا این لحظه 5 سال و 2 ماه و 29 روز سن دارد
زندگی عاشقانه ی مازندگی عاشقانه ی ما، تا این لحظه 8 سال و 1 ماه و 26 روز سن دارد

برای ساره ی گلم

سه سال و نه ماهگیت مبارک گلم

دخترکم سلام 3سال و 9 ماهگیت مبارک یه ماه دیگه هم گذشت و شما همچنان انتظار روز تولدت رو می کشی بذار از این روزهات برات بگم:   عزیزکم خیلی احساس بزرگی میکنی مثلا دیگه لباسهایت رو خودت عوض میکنی حتی میری توی اتاق و در رو می بندی تا من نبینمت و میگی وقتی لباسهام رو عوض کردم میام بیرون   با دوچرخه ات دیگه کامل یاد گرفتی بازی کنی و تا حوصله ات سر میره سوار دوچرخه ات میشی و بازی میکنی نقاشی کشیدنت هم خیلی بهتر شده آدم میکشی (البته بدن براش نمی کشی تا گردی صورت رو می کشی دو تا پا و دو تا دست به اون وصل میکنی) کوه و خورشید و ماه رو هم کامل میکشی ️   علاقه زیادی ب...
26 خرداد 1396

دخترک باهوش من

دخترکم سلام امشب اینقدر ذوق زده ام کردی که دلم نیومد این پست رو بذارم برای وقت دیگه ای   دو سه روزه که قبل از نماز ظهر میریم مسجد و به بچه ها روخوانی و حفظ سوره ملک رو اموزش میدم واسه طرح 1451 شما هم با من میای حتی اگه خسته باشی اینقدر عاشق مسجدی که تا میگم میخوایم بریم مسجد زودتر از من آماده ی رفتن میشی ️   حدود یه ساعت پیش بود که دیدم داری برای خودت میخونی موت والحیاه، وقتی شنیدم اینقدر تعجب کردم که نگو اخه من اصلا با تو کار نکرده بودم این سوره رو بعد ازت که پرسیدم دیدم 2تا ایه ی اول سوره ی ملک رو حفظی با تکرارهایی که توی کلاس با بچه ها کردیم   الهی فدای تو بشم که اینقدر باهوشی عزیزم ...
19 خرداد 1396

کوتاهی موهای ساره جون

دخترکم سلام امروز صبح بلاخره رفتیم آرایشگاه کودکان و موهات رو کوتاه کردیم   روی صندلی آرایشگاه تا اخر خیلی ساکت و مودب نشستی تا کارت تموم شد. ️ آخر کار هم یه جایزه میتونستی برای خودت انتخاب کنی که شما بازی منج رو انتخاب کردی. (بعدشم توی خونه تا کلی وقت منو مجبور کردی تا باهات بازی کنم )   خودت انگار خیلی دوست داشتی کوتاه شدن موهات رو چون بعدش خیلی خوشحال شدی و وقتی رسیدیم خونه رفتی حمام و برخلاف همیشه که موقع شستن موهات کلی گریه و زاری می کردی آروم نشستی تا سرت رو بشورم. ظهر هم نشستی و موهات رو بدون دردسر شونه کردم و گیر بهش زدم و رفتیم مسجد. امروز بعد از نماز ظهر توی مسجد، رفتی کارت نماز گرفتی و اینقد...
9 خرداد 1396

دخترکم در این روزها

عزیز دلم سلام هر روز که میگذرد احساس میکنم قلبم برایت فشرده تر می شود و بیشتر از قبل دوستت دارم و وابسته ات می شوم گاهی اوقات فکر میکنم قبل از آمدن تو اصلا چگونه زندگی می کرده ام!!!   دخترکم اردیبهشت ماه هم گذشت با تمام خاطراتش هفته اول اردیبهشت مجبور شدم یک هفته به تنهایی به قم بروم برای گذراندن دوره تربیت مربی شما پیش بابا بودی و کلی به من سخت گذشت بدون شما و بابایی گذراندن روزها خیلی سخت بود هرچند که از صبح زود تا شب کلاس داشتیم اما خوب یاد شما فراموش نمی شد به هرحال مجبور بودم که بروم وقتی که برگشتم تا کلی وقت فقط نگاهم می کردی و بعد خندیدی و تا ساعتی از بغلم بیرون نمی رفتی اردیبهشت، ماه تولد من هم بود ...
8 خرداد 1396

ماه رمضان امسال هم رسید

حلول ماه رمضان مبارک عزیز دلم امیدوارم امسال بتونم از این ماه خدا نهایت استفاده رو ببرم خدایا فرج آقا امام زمانمان را امسال برایمان مقدر فرما الهی آمین ...
7 خرداد 1396
1