سارهساره، تا این لحظه: 6 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
زندگی عاشقانه ی مازندگی عاشقانه ی ما، تا این لحظه: 9 سال و 24 روز سن داره

برای ساره ی گلم

#عید غدیر مبارک#جشنواره غدیر

عزیزم سلام😍 این چند روزه حسابی درگیریم. آخه فردا عید غدیره، بزرگترین عید ما شیعیان.🤗 از پنجشنبه غرفه های غدیر مثل هر سال توی پارک برگزار شده با این تفاوت که امسال من نمیتونم توی غرفه ها باشم و فقط دلم اونجاست.😊 پنجشنبه شما با نجمه سادات اینا رفتی غرفه ها. قرار شد خودم بیام دنبالت. یه کم دیر شده بود ترسیده بودی که نکنه گم بشی🤔 خیلی به من وابسته شدی. هم دوست داشتی غرفه ها رو بری و هم از اینکه تنها باشی واهمه داشتی.😐 جمعه صبح رفتیم پیاده روی غدیر. البته پیاده روی که نه، ما توی پارک رفتیم و به جمعیت پیاده رو رسیدیم. پیاده روی کاروان غدیر از امامزاده ابوالعباس بود تا توی پارک. اولین باری بود که داداشی رو بردم توی این جمعیت. ...
29 مرداد 1398

آلبوم ایتالیایی ساره جون😚

عزیز دلم سلام پریروز رفتیم مهدتون برای تحویل گرفتن آلبوم عکس هات. چند روز پیش خاله ساره تون تماس گرفت و گفت که برای گرفتن آلبومت بریم مهد.😊 برای رفتن به مهدتون و دیدن خاله هات مخصوصا خاله فرشته تون روزشماری می کردی آخه خیلی دلت برای مهدتون تنگ شده و با دیدن خاطرات و وسایل و لباسهای مهدت میگی مامانی یادش بخیر چقدر اول بود پیش دبستانیمون. 😉 اصرار کردی که داداشی رو هم دنبال خودمون ببریم تا خاله فرشته تون اونو ببینه اما متاسفانه وقتی رفتیم خاله فرشته تون نیومده بود مهد و تو نتونستی مربیت رو ببینی. امیر عباس هم حسابی گرمش شده بود و گرسنه هم بود. توی مهدتون بهش شیر دادم و شما هم یه کم بازی کردی. دوست داشتی بیشتر بمونیم ...
15 مرداد 1398

ساره و روزهایی که گذشت😊

دخترکم سلام😍 امروز میخوام خبرهای این روزها رو برات بگم:😎 پنجشنبه ی هفته ی پیش یعنی ۹۸/۴/۲۷ جشن عروسی فاطمه عمو بود. شما از چند روز قبلش ذوق رفتن به عروسی رو داشتی.😊 شب با بابایی و عمو جوادینا به عروسی رفتین و من و داداشی توی خونه موندیم آخه داداشی هنوز ۴۰ روزش نشده و من نمیخواستم توی سروصدا ببرمش. کلی ذوق کرده بودی و لباست رو پوشیدی و آرایش مختصری کردی و راهی شدی.🤗 چون تالارشون دور بود تقریبا ساعت ۱ بعد از نیمه شب بود که برگشتید و شما خیلی کیف کرده بودی و بهت خوش گذشته بود و از باغ و عروسی و عروس و داماد و ... برام تعریف کردی و بعد هم لباسها رو عوض کردی و از بس خسته بودی زود خوابت برد.😊 جمعه ۹۸/۴/۲۸ عقد احمد ...
7 مرداد 1398
1