سارهساره، تا این لحظه: 6 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
زندگی عاشقانه ی مازندگی عاشقانه ی ما، تا این لحظه: 9 سال و 24 روز سن داره

برای ساره ی گلم

۶#سالگیت مبارک دخترکم😍#واکسن ۶سالگی

نفسم سلام😊 امروز جمعه بود. جمعه ی هفته ی گذشته چقدر استرس واکسن شما رو داشتیم. آخه شنبه رفتیم و واکسنت رو زدیم. واکسن شش سالگی😊 اولش نمی خواستی بیای اما من و عمه، با کلی حرف و حدیث، قانعت کردیم که بریم واکسن بزنی. چون بابایی خیلی کار داشت با عمه زهرا رفتیم.😁 وقتی که رسیدیم مرکز بهداشت، آروم بودی اما بعد کم کم استرس گرفتی و گفتی که نمیخوای واکسن بزنی.😑 تا این مرحله باز هم خیلی بی قراری نکردی اما وقتی که رفتیم توی اتاقِ واکسن، اصلا راضی به واکسن زدن نمی شدی و خانوم حیدری که مسئول واکسنت بود بعد از دادن قطره فلج اطفال، دید که نمیتونه واکسنت رو بزنه و آقای صادقی رو صدا زد تا بزنه. دیگه به هیچ وجه نمی نشستی و گریه می کردی.😣 م...
29 شهريور 1398

محرم ۹۸

دخترکم سلام تاسوعا و عاشورای امسال هم گذشت. امسال شب قبل از شروع ماه محرم، داداشی رو پیش بابایی گذاشتیم و من و شما با هم رفتیم برای خرید لباس سیاه محرم. به سلیقه ی خودت لباس گرفتیم و شلوار کتان مشکی (رنگهای دیگه هم داشت اما خودت اصرار داشتی که مشکی برداری😉) بیشتر شبهای دهه ی اول رو رفتیم خیابان بی سیم هیئت جوانان مجمع شهید مفتح. روضه ی خوبی بود هم اینکه مهدکودک داشت و هم کسی صحبت نمی کرد و مکان آرامی بود برای روضه. بماند که شما اصلا دوست نداشتی به مهدکودک بروی و دو سه شب آن هم به اصرار رفتی.😐 نمیدونم چرا اینقدر به من وابسته شدی. وقتی می گفتم برو مهدکودک می گفتی خودت هم بیا اینجا بنشین. نمیدونم چکار کنم. همش میگی میترسم وقتی...
24 شهريور 1398

شهریوری ها تولدتون مبارک😍

اول شهریورماه تولد دایی جون آقاحسن زندایی برای دایی کیک پخته بود و یه جشن کوچولو گرفته بود. ما و خاله مریمینا خونه ی آقاجون بودیم و دایی اینا کیکشون رو آوردند اونجا و ما هم تولدت مبارک رو خوندیم و تبریک گفتیم و کیک خوردیم. تولد چهل سالگیت مبارک دایی جونِ ساره جونی😊 اینم دستهای قلبی شکل ساره جونی بالای کیک😙 اون کیک کوچولوهه هم مال یگانه است که به مامانش گفته درست کنه و شمع گذاشته روش😄 سوم شهریورماه تولد امیرمهدی جون نجمه سادات چهارم شهریورماه یعنی روز دوشنبه یه جشن کوچولو برای امیر مهدی و امیرعلی گرفته بود و بچه ها رو دعوت کرده بود. البته فقط دوستان نجمه سادات و امیر مهدی دعوت بودند یعیعنی فاطمه سادات و ...
11 شهريور 1398
1