برای ساره ی گلم

خاطرات کودکم

عکسهای به جا مانده از ماه بیست و دوم زندگی ساره

همینطور تا ما روسری و مقنعه سر میکنیم میدوی تا سرت کنیم اینم مقنعه ی عمه است که خواستی عمه سرت کنه و کلی ذوقتو کردیم اینم با لباسای جدیدی که برات خریده بودم واسه ماه رمضونت بعد از اینکه از خونه ی دایی آقاحسین که افطاری میداد برگشتیم الهی من فدای خنده هات بشم اخماشو برم اینم بازیهای شما با بادکنک رفته بودیم نمایشگاه قرآن پل شهرستان توی ماه رمضان اینم عکس شما با فاطمه روی سکوهای کنار پل اینم اندر شیطنتهای شما و امیرمهدی در مسجد توی ماه مبارک رمضان موقع دعای ندبه خونه ی خاله صدیق رفته بودیم واسه افطاری یه عروسک طوطی دا...
15 مرداد 1394

خاله راضی هم عروس شد!

یه خبر خیلی خیلی خوب عزیز دلم   خاله راضی چهارشنبه ی هفته ی پیش یعنی 27 خرداد ، جشن عقدش بود و عروس شد. شوهر خاله هم پسر همسایه شونه همسایه ی دیوار به دیوار که هیچوقت فکرشم نمیکردیم ته تاقاریه آقاجون اینقدر نزدیکشون باشه و همسایه ی دیوار به دیوارشون بشه   یکشنبه شب (94/3/24) مراسم مهربرونش بود که مردونه برگزار شد و بابایی و بقیه ی شوهرخاله هات و دایی هات رفتند اونجا و مهریه ی خاله راضی رو نوشتند! انشاءالله مبارکشون باشه   دوشنبه هم با خاله مریم رفتند سفره عقدشون رو پسندیدند و سه شنبه خرید حلقه و ... یاد خودمون افتادم مامانی، چه روزای خوبی بود و چه روزای قشنگی انشاءالله خو...
2 تير 1394
1