سارهساره، تا این لحظه: 6 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
زندگی عاشقانه ی مازندگی عاشقانه ی ما، تا این لحظه: 9 سال و 24 روز سن داره

برای ساره ی گلم

جامانده ام من😣

1398/7/24 17:19
نویسنده : مامانی
156 بازدید
اشتراک گذاری

ای دوستان از کربلا جا مانده ام من ... 

با حسرت شش گوشه تنها مانده ام من 

گل ها همه رفتند و یاد از ما نکردند 

خارم که در بین چمن ها مانده ام من 

زخم زبان دوستان حق است آقا ... 

حتما گنه کارم که اینجا مانده ام من 

عکس حرم ، برنامه های پخش زنده 

در خلوت یک مشت رویا مانده ام من 

حتی پرستوها از اینجا کوچ کردند... 

چون لنگری در عمق دریا مانده ام من 




دلم تنگ است

انگار میخواهد از جا کنده شود.

یک بغض فروخورده راه گلویم را بسته.

همه رفتند.

من مانده ام و یک دنیا دلتنگی.

من مانده ام و مرور خاطرات اربعین سال گذشته.

انگار همین دیروز بود.

همه ی لحظاتش پیش چشمم است.

نمیتوانم تصاویر پیاده روی اربعین را ببینم.

انگار دلم آتش می گیرد.

دلم بی اختیار می لرزد.

دست خودم نیست.

اشکهایم مجالم نمی دهند.

امسال قسمتمان نشد.


فقط چند عروسک به یاد پارسال درست کردم و دادم ببرند برای خادمان کوچکِ زائران کرب وبلا.

شاید سهمی کوچک در این شود و نوا داشته باشم.

شاید مقبول شود.

امسال که گذشت.

انشاالله جواز اربعین سال دیگرمان امضا شود.




خاله مریمینا دوشنبه ی هفته ی پیش رفتند و امروز هم تا ساعاتی دیگر خونه اند.

(نجمه سادات و امیر مهدی روزهایی که مدرسه می رفتند خونه ی ما پیمودند از راه مدرسه و شب رو خونه ی آقاجونینا بودند. شما که خیلی خوشحال بودی. حالا که میرن فکر کنم تا چند روز خیلی بهانه گیری کنی.🤔)

خاله زهرا اینا هم دوشنبه ی هفته ی پیش رفتند اما هنوز خبری از برگشتشون نیست.

شوهر خاله راضی یکشنبه رفت.

عمو محمودینا اذان صبح شنبه رفتند.

زنِ عمو اصغر جمعه عصر رفت.

خلاصه که همه رفتند.

خوشا به سعادتشون و زیارتشون قبول.😊

پسندها (15)

نظرات (9)

مامان فاطیمامان فاطی
24 مهر 98 17:26
کربلا سهم ما بدها نشد این اربعین😔
مامانی
پاسخ
😣😣😣😣
مامان آیسلمامان آیسل
24 مهر 98 17:51
شما امسال با امیر عباس خیلییی سخت میشد برین...اجر شما با خداست...خدا میدونه چقدر دلتون میخواست برین....شما خیلی خانم مومنی هستین...التماس دعا
مامانی
پاسخ
آره هم به خاطر امیرعباس و هم به خاطر ساره جون که کلاس اولی بود اصلا نمی شد برم.
ممنون شما لطف داری چشم حتما.
شما هم این روزها ما رو از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید.
mahsamahsa
24 مهر 98 18:24
خوش به سعادتتون که زیارت کربلا نصبیتون شده انشالله که سال بعد خدا دوباره قسمتتون کنه التماس دعا🌹
مـــبــےـنـــا✿●‿●✿مـــبــےـنـــا✿●‿●✿
24 مهر 98 18:26
ان شاءالله به زودی قسمتتون بشه وجانمونید❤
مامانی
پاسخ
انشاالله 
زهرا بانوزهرا بانو
24 مهر 98 18:40
التماس دعا
مامانی
پاسخ
محتاجیم به دعا
مامان صدرامامان صدرا
25 مهر 98 12:49
😔😔🌷🌷
مامانی
پاسخ
😣😣😣
یلدا
25 مهر 98 12:52
ایشالله سال بعد امیر عباس بزرگ تر شده و ساره هم عاقل تر شده قسمت ماهم نبود. سال بعد یکی از زائر ها شمایید ایشالله...
مامانی
پاسخ
انشاالله که همینطور باشه
مامان نفیسهمامان نفیسه
28 مهر 98 9:31
کربلا سهم ما بدها نشد این اربعین😔
مامانی
پاسخ
😣😣😣
یلدا
13 آبان 98 14:49
عزیز دلم سال بعد راحت تر میری چون سال بعد هم امیرعباس بزرگتر شده هم ساره. نمیخوام بگم پایه ی دوم مهم نیست نه مهمه اما اول مهمتره. سال بعد شما بی شک یکی از زائر ها هستی عزیزم.
مامانی
پاسخ
انشاالله 😊