افطاری ما در گلستان شهدا
ساره ی گلم پریشب یعنی ۱۹ خرداد سالگرد شهادت عمو اکبر بود و ما با خانواده ی بابایی (عموها و عمه ها) برای صرف افطار در کنار مزار عمو و گرامیداشت یاد عمو، راهی گلستان شهدا شدیم. شما توی ماشین ساکت نشسته بودی و منتظر راستی دیگه خودت یاد گرفتی بدون کمک، کمربندت رو ببندی (صندلی جلو رو بلد بودی ببندی اما صندلی عقب برلت سخت بود که با تلاش یاد گرفتی😁) بابایی هم بانی افطار شد و غذا که استامبولی سفارش داده بود خرید و با فامیل، ساعاتی را در کنار هم بودیم. سفره با نان و پنیر و سبزی بدون غذا (آخه غذا که اومد دور سفره شلوغ بود و عکس مناسب ازش ندارم ) اینم شما در حال خوردن غذا (نمیگذ...













