خاطرات این روزهای ساره
سلام عزیز دلم این مطلبی که الان برات میگذارم دو سه روز پیش نوشتم اما نت وصل نبود و نشد برات بفرستم دو روز هم هست که مریض شده بودی و پریشب تا صبح نخوابیدی و همینطور از این پهلو به اون پهلو میشدی و دو بار هم استفراغ کردی از دیروز صبح هم تب شدید کردی و بردیمت دکتر که گفت از گلوته و چند نوع دارو برات نوشت الهی قربونت برم که اینقدر اذیت شدی دیروز تا عصر همینطور گریه میکردی و بیحال بودی از بس گریه کرده بودی چشمات متورم شده بود و سرخ وقتی میبردمت پایین یه کوچولو بهتر بودی و تا شب هم فقط دو تا قاشق غذا خوردی و یه مقدار آبمیوه که بابایی برات درست کرده بود اونم به زور به زور شربت و شیاف تو...









