ساره و دندان پزشکی😉
بانوی من سلام
دیروز رفتیم کلینیک دندان پزشکی و دندونات رو ترمیم کردیم.![]()
روز سختی بود از اولش که نمیخواستی بریم و میخواستی بخوابی
بعدشم که دکتر به جای ساعت 7، 8و ربع اومد و شما کلی بهانه گرفتی و خسته شده بودی...![]()
بالاخره رفتی داخل اتاق عمل و تا 11وربع که اومدی بیرون چه سخت بر ما گذشت...![]()
خداروشکر همه چیز به خوبی طی شد و دندونای جلوت ترمیم شد و دندونای عقبت هم عصب کشی و پر...![]()
آقای دکتر گفت علتش شیر بوده بعدش باید حتما آب می خوردی که من نمی دونستم و تو دوران شیردهی این کارو نکردم.![]()
مسواک هم که نباید فراموش بشه که خوشبختانه این کارو می کردیم و از این به بعد هم با تاکید بیشتر، این کارو می کنیم.![]()
دیروز تا عصر بی حال بودی و کمی درد هم داشتی که با داروهایی که آفای دکتر داد درد رفع شد...![]()
بدترین قسمتش این بود که دیروز تا امروز صبح فقط باید مایعات می خوردی و سوپ و شما همش بهانه می گرفتی و میخواستی میوه بخوری...![]()
دیشب هم آقاجونینا و دایی حسین آقا و دایی آقاحسن اینا اومدن عیادتت و شما اینقدر ذوق کرده بودی که نگو، بعدم که رفتن گریه می کردی می گفتی چرا گذاشتی مهمونا برن؟!!![]()
الان که دارم برات می نویسم صبحانه تو خوردی و یه کم سرحال شدی و رفتی پیش عمه![]()
عزیزکم انشاالله همیشه سالم و سرحال باشی
️
خیلی دوستت دارم گلم![]()
![]()
اینم عکسای دیروزت![]()
![]()
![]()
ساره با لباسهای بیمارستانی پشت در اتاق عمل![]()

ساره بی حال من بعد از بیهوشی (الهی فدات بشم عزیزکم که اینقدر بی حال شده بودی و درد داشتی
)





ساره و دندان پزشکی😉
