کوتاهی موهای ساره خانومی من
سلام عزیز دلم
شنبه شب با بابایی، شما رو بردیم آرایشگاه (همون پیرایش کودک هشت بهشت که همیشه میری) واسه کوتاه کردن موهات![]()
موهات که بزرگ شده بود خیلی خوشگل بود اما خوب هم خودت اذیت می شدی و هم ما، آخه اصلا دوست نداری موهات رو ببندی و موقع شانه کردن موهات هم چون موهات نازکه و زود گره میخوره واقعا اذیت می شدی.![]()
وقتی موهات کوتاه شد یه نفس راحت کشیدی و گفتی حالا خوب شدا، آرایشگرت که پرسید خوب شده؟ گفتی بله و خندیدی.![]()
بابایی زیاد راغب نبود موهات رو کوتاه کنیم آخه موی کوتاه رو خیلی دوست نداره اما خوب به خاطر خودت و اینکه یخوای بری پیش دبستانی، به کوتاهی موهات رضایت داد.![]()
اینم دختر گل من قبل از کوتاه کردن موهاش (آماده برای رفتن به آرایشگاه)![]()



ساره خانم در آرایشگاه![]()


نفس خانومی من بعد از کوتاهی موهاش با جایزه اش (توپش که خودش توی آرایشگاه انتخاب کرد)![]()


عزیزکم
عاشقتم و همیشه خدا رو به خاطر اینکه تو رو بهم داده شکر میکنم![]()



کوتاهی موهای ساره خانومی من 





