روزت مبارک بابایی😊
سلام عزیزم
دوشنبه ی هفته ی قبل یعنی بیستم فروردین ماه، یه جشن کوچولو برای بابایی گرفتیم و روز بابایی رو با تاخیر بهش تبریک گفتیم.
شما خیلی خوشحال شده بودی و فرداش توی کلاس به بچه ها میگفتی ما روز بابایی داشتیم![]()
بابایی هم خیلی سورپرایز شد چون اصلا انتظارش رو نداشت بعد از یه هفته براش جشن بگیریم![]()
البته نشد اون کادویی که میخواستم رو برای بابایی بخریم اما خوب اینطوری هم بد نبود.![]()
یه کیک به خاله راضی گفتم آماده کنه و یه دسته گل هم به آقامصطفی سفارش دادیم و با خاله اشرف رفتیم گرفتیم و پنهانی آوردم خونه ی مادرینا و بعدش من و شما رفتیم بالا و اتاقمون رو آماده کردیم و ...![]()
شما که طاقت نداشتی و تا فهمیدی موضوع از چه قراره رفتی بابایی رو که توی اتاق شما بود صدا زدی و گفتی بیا بادکنکا رو ببین![]()
زود کارا رو انجام دادم و بابا رو به اتاق آوردیم وگرنه شما لو می دادی و دیگه سورپرایزی در کار نبود![]()
بعد که بابایی اومد با هم دست می زدیم و شما پریدی توی بغل بابایی و بوسش کردی و گفتی بابایی روزت مبارک
بابایی هم کلی ذوقت رو کرد![]()
خوب اینم چند تا عکس از به قول شما روز بابایی![]()




بابا وقتی تو را صدا می کنم دلم قرص می شود در برابر سختی ها و مشکلات. مردانگی و سخت کوشی ات در پشت کلمه لطیف و زیبای بابا نهفته است.بابا همیشه پشت و پناهم باش. بابا روزت مبارک![]()



روزت مبارک بابایی😊 

