سارهساره، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره
زندگی عاشقانه ی مازندگی عاشقانه ی ما، تا این لحظه: 10 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره

برای ساره ی گلم

دخترکم همه ی دنیای من

 

 

دخترکم، عزیز دلم

برای تو مینویسم تا بدانی چقدر دوستت دارم و به یادت هستم

تا بدانی که چطور زندگی را گذرانده ای

تا بدانی که چه نشاطی به زندگیمان بخشیده ای

تا بدانی که ...

 

دوستان گلم

اینم وبلاگ داداشی ساره جون هست خوشحال میشم به وب امیرعباس هم سر بزنید و دنبالمون کنید.

http://amirabbas98.niniweblog.com

کوه نخودی😉

عزیز دلم سلام پنجشنبه ۱۷ تیرماه از طرف کانون مسجد و با بچه های کانون و اعضای شورای کانون رفتیم کوه نخودی. و یک خاطره ی به یادماندنی را در کنار هم به یادگار گذاشتیم. واقعا خوش گذشت. ساعت ۶ صبح رفتیم و ۱۰ صبح هم خونه بودیم. با هم صبحانه خوردیم و از کوه بالا رفتیم. (داداشی هم پیش بابا توی خونه خواب بود😉) شما که خیلی ذوق کرده بودی و با دوستات واقعا کیف کرده بودی. امیدوارم که همیشه خوش باشی و سرحال. دوستت دارم 😍😍😍😍 ...
28 تير 1400

کارنامه ی سال دوم تحصیلی👌

عزیزکم سلام✋ دومین سال تحصیلی شما هم به پایان رسید و پریروز بلاخره نتیجه ی زحمات شما و من به دستمان رسید.😊 بهت تبریک میگم گلم 👏 همه ی درسهات خیلی خوب شده؛ هر دو ترم👌 امسال خیلی اذیت شدیم واقعا آنلاین سخت بود و شما هم دلتنگ مدرسه بودی و دلت نمی خواست دیگه اینطوری ادامه بدی اما خوب کاری نمی شد کرد!!🙁 امید‌وارم که سال تحصیلی جدید دیگه آنلاین نباشه یا لااقل نیمه حضوری باشه.😐 انشاالله این ویروس منحوس شرش رو از سر مردم دنیا کم کنه و راحتمان بگذاره و دوباره زندگیمون به روال عادی برگرده.🙄 بهت افتخار می کنم عزیزم😗 امیدوارم هر سال بهترین نتیجه رو در کارنامه ات ثبت کنی و در تمام مراحل زندگیت موفق باشی.😄 دوستت دارم خیلی زیاد 😍😍😍 ...
17 تير 1400

😊دیدار با دوست قدیمی😊

سلام گلم امیدوارم الان که داری این پست رو می خونی حالت خوب باشه و سرحال باشی عزیزم.😍 چهارشنبه ۲۶ خردادماه مصادف با روز تولد دوسالگی امیرعباس جان، بعدازظهر بعد از دو سه سال رفتیم خونه ی همسایه ی قبلیمون (هم برای تجدید دیدار و هم برای چشم روشنی علی کوچولوی دو سه ماهه که به خانواده شون اضافه شده بود) و شما هم حسابی از دیدن مائده دوستت که ده ماهی از تو بزرگ تره ذوق زده شده بودی😊 چقدر دلمون براشون تنگ شده بود. چقدر یاد روزهای با هم بودنمان کردیم و ... چه روزهای خوشی را با هم گذرانده بودیم. چه روزهایی که توی کوچه ی بن بستمان با مائده بازی می کردید و ما مراقبتون بودیم. یادش بخیر ...😊 خلاصه که چند ساعتی رو با هم بودیم. مریم جان ما...
14 تير 1400

دورهمی دوستانه با همکلاسی هات و معلمت😊

عزیز دلم سلام✋ پریروز یعنی روز دوشنبه ۲۴ خردادماه یه دورهمی دوستانه با بچه های کلاساتون و ماماناشون و معلمتون داشتیم.🤗 توی پارک قرار گذاشتیم و با حفظ فاصله دو سه ساعتی رو در کنار هم بودیم.😊 بچه هایی که در دورهمی قبلیمون نبودند جوایزشون رو گرفتند.🎁 مامان ساجده زحمت کشیده بود و آش رشته پخته بود و از همه پذیرایی کرد.😋 غیر از سه تا از بچه ها بقیه اومده بودند.☺ خیلی بهتون خوش گذشت. انگار به خدا رسیده بودی😉 حفظ فاصله و پروتکل رو هم گذاشتید کنار و توی اسباب بازی ها حسابی بازی کردید.🤔 خداروشکر مشکلی پیش نیومد. امسالتون که آنلاین بود و چند بار بیشتر همکلاسی ها و معلمان رو ندیده بودید و این دورهمی فرصت خوب...
26 خرداد 1400

💓روزت مبارک دختر گلم💓

زیبایی کوچک ترین نیازِ ممکن بود دنیا به عشق احتیاجِ بیشتری داشت و خدا دختر آفرید …   عزیزکم، دختر گلم دیروز روز تو بود، تولد حضرت معصومه خواهر خورشید و روز دختر. دیروز بعدازظهر از ساعت ۵:۳۰ تا ۸:۳۰ توی باغ بانوان از طرف کانون مسجد و شهرداری، جشن روز دختر برپا کردیم و حدود ۳۰۰ نفر از دختران گلمون دور هم جمع شدند و با حفظ فاصله ی اجتماعی ساعاتی رو خوش گذراندیم. شما هم عضو گروه سرود مسجد هستی و سرود خواهر خورشید رو اجرا کردید. برنامه ی جالبی بود و خیلی خوش گذشت. داداشی هم ساعت آخر جشن به جمعمون اضافه شد و کلی کیف کرد و توی تاب و سرسره های باغ حسابی بازی کرد. آخر جشن هم اهدای جوایز طرح نم...
23 خرداد 1400

مطالب ۶ ماه قبل تا کنون که به مرور تکمیل میشه😉

عزیز دلم سلام✋ بالاخره بعد از حدود ۶ ماه تصمیم گرفتم تا برات بنویسم. این پست رو به صورت تیتروار از گذشته می نویسم و انشاالله به مرور تکمیل می کنم.😊 👈مطالبی که یادمه و توی این شش ماه برات ننوشتم: ۱. یلدای سال ۱۳۹۹ ۲. روضه های آقاجونینا ۳. تحصیل مجازی و کارنامه ی نوبت اول ۴. ۱۳ رجب و روز مرد ۵. نوروز ۱۴۰۰ ۶. نیمه ی شعبان ۷. جشن تکلیف! ۸. ماه رمضان ۹. تولد مامانی ۱۰. اتمام سال تحصیلی و جایزه 💞عزیزم قول میدم در اسرع وقت این پست رو ویرایش کنم و عکس ها و مطالب عناوینی که برات نوشتم رو توی وبلاگ بگذارم. خیلی دوستت دارم گلم💗
23 خرداد 1400

جشن عدد ۱۰۰😍

سلام عزیزم✋ ببخشید که بیشتر از سه ماهه که وبت رو آپدیت نکردم. خیلی درگیر بودم.😉 انشاالله سر فرصت خاطرات این سه ماهت رو برات می نویسم.😊 امروز میخوام برات از ورودت به دنیای سه رقمی ها بنویسم. دنیای اعداد و رقم ها... دو روز پیش شما وارد فصل چهارم ریاضی تون شدید و عدد ۱۰۰ رو یاد گرفتی.😘👏👏👏 اگه توی مدرسه بودید حتما براتون جشن می گرفتند اما خوب متاسفانه به خاطر این ویروس منحوس کرونا مدرسه ها تعطیله و شما از این موهبت در کلاس محروم.🙁 اما خوب ما هم بیکار ننشستیم و خودمون توی خونه با هم یه کیک درست کردیم و تولد عدد ۱۰۰ رو با هم جشن گرفتیم تا خاطره ی این روز و این عدد در ذهنت ثبت بشه.😍🙂 👇داستان عدد ۱۰۰👇 روزی بود و روزگاری. در جنگل اعداد...
4 آذر 1399
2021 10 10 ادامه مطلب

نقاشی های ساره با اثر دستش😁

فرزندم ...جان جهانم ... من به خدایی  ایمان دارم که ... همین نزدیکی ست ... وبه  دعای  مادرانی که ... از ته  دل سر به سوی  اسمان می برند .. و خدای  فرزندانشان را صدا میزنند ...  فرزندم  من به  باران  الهی ایمان دارم ... وخدایی را که ... همین نزدیکی ست ... و صدای  مادران را می شنود ... قسم می دهم ... فرزندان خوب مان رادر پناه خودش حفظ کند   امین   ...
28 مرداد 1399

💫عید غدیر مبارک💫

عید غدیر امسال هم گذشت. امسال اما غمی در دلهایمان بود.😔 هم غم نبود عاطفه در میانمان و هم کرونا و مشکلات آن.☹ هنوز هم انگار قلبم باور نداره که عاطفه دیگه بین ما نیست. خونه مون رو غم گرفته.😣 خاله زهرا هم که مریضه و باید یکی دو روز آینده آماده بشه برای عمل تا تومور خوش خیمی که توی سرش هست رو در بیارن.😦 روزهای سخت و پردردی رو می گذرونه و ما هم کاری نمی تونیم بکنیم غیر از دعا.🙏 بگذریم.... خداروشکر می کنیم برای اینکه امسال هم تونستیم عید غدیر رو جشن بگیریم هرچند جشنی کوچک.😊 دو شب قبل از عید رفتیم و لباس نو خریدیم واسه روز عید. ظهر عید رو با عمه اینا خونه ی مادرینا بودیم که متاسفانه ای خالی مادر امسال در بینمان فوق الع...
20 مرداد 1399